بایگانی دسته بندی "art"

باند جعل عنوان وزارت اطلاعات و دفتر مقام‌ معظم‌ رهبری منهدم شد

به گزارش mind powers به نقل از وزارت اطلاعات؛ با تلاش سربازان گمنام امام زمان(عج) در ستاد وزارتی و اداره کل اطلاعات استان سیستان و بلوچستان یک باند کلاهبرداری که از طریق جعل عنوان دفتر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و این وزارتخانه اقدام به اخاذی می نمود متلاشی و سرکرده اصلی این باند که ماه ها متواری بود با هماهنگی مرجع قضایی در تهران دستگیر گردید.
 

سرکرده این باند به هویت میلاد با اجیر کردن چند نفر و ارایه کارت های صوری ضمن معرفی خود به عنوان کارمند وزارت اطلاعات و وابسته به بیت مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و دادن وعده های مختلف به افراد ، از بیش از ۵۰ نفر صدها میلیون تومان در ۱۵ استان کشور کلاهبرداری کرده است.

وزارت اطلاعات همچنین به جاعلین عناوین این وزارتخانه و دفتر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) هشدار داد که با این قبیل پرونده ها بدون هیچگونه مماشاتی همچون یک مورد امنیتی برخورد خواهد کرد.

وزارت اطلاعات ضمن تشکر از همراهی دستگاه قضایی و خصوصاً دادستان شهرستان زاهدان در پیگیری این پرونده از مردم خواست تا هر گونه شکایت از وی و یا سوءاستفاده از عنوان این وزارتخانه و دفتر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) را فوراً به شماره ی ۱۱۳ (ستادخبری وزارت اطلاعات) گزارش نمایند.

آیا از ترس مرگ است که به دیگران کمک می‌کنیم؟

 

جیکوب بوراک، ایان — جورج برنارد شاو، نمایشنامه‌نویس ایرلندی، در سوسیالیسم برای میلیونرها (۱۸۹۶) کنایۀ لطیفی داشت: برای ثروتمند «واقعاً مهم نیست پولش صرف کار خیر شود یا نه، به شرط آنکه با بخشش این پول وجدانش آرام شود و جایگاه اجتماعی‌اش بهتر شود». آیا او حق داشت این‌قدر بدبین باشد؟

واقعیت امروزی آن است که سهم ثروت خصوصی در برآورده‌کردن نیازهای اجتماعی بسیار اندک است.۱ حداقل می‌توانیم به خودمان دلداری بدهیم که چرخ مؤسسات غیرانتفاعی بدون مبالغ اهدایی کلان‌ثروتمندان هم می‌چرخد. ولی آیا ثروتمندان بدون بخشش «دوام» می‌آورند؟ نوع‌دوستی چه نیازهایی را برآورده می‌کند؟ آیا دلیل بخششمان آن است که دنیا جای بهتری شود یا وظیفه‌مان را در قبال اجتماع انجام دهیم؟ یا انگیزۀ کارهای خیریه، دلایلی نه‌چندان نجیبانه است، مثلاً فشار همتایان یا جایگاه اجتماعی یا یک نوع مصرف به قصد خودنمایی؟

مطالعات نشان می‌دهند که، در کل، افرادی که احساس خوب دارند کار خوب می‌کنند. و به همین ترتیب، افرادی که کار خوب می‌کنند احساس بهتری پیدا می‌کنند. ثروتمندان هم استثنا نیستند. کمک به خیریه آن بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که به پاداش و لذت مربوط‌اند. درست است که ثروتمندان دلایل متمایزی برای کمک به خیریه‌ها دارند، مثلاً میل به اینکه وارثانشان «تباهی اخلاقی» به ارث نبرند. ولی آن‌ها هم مثل دیگران با بخشش‌هایشان هویتِ خود را تقویت می‌کنند، و احتمالاً احساس گناهشان را کاهش می‌دهند. شاو با آن کنایه‌های تیزهوشانۀ خاص خود گفته است: «فرد با امضای

آیا دلیل بخششمان آن است که دنیا جای بهتری شود یا وظیفه‌مان را در قبال اجتماع انجام دهیم؟

یک چک اعتبار اخلاقی می‌خرد، کاری که ساده‌تر از چرخاندن چرخ دعا [در آیین بودایی] است».

اولین کسی که عمل خیریه را به بهبود وجهۀ عمومی فرد نسبت داد، اقتصاددان اسکاتلندی قرن هجدهم آدام اسمیت بود که گفت تصمیم‌گیری‌های اخلاقی نظری و عملی افراد بسته به آن است که ناظر بی‌طرف چه قضاوتی دربارۀ آن‌ها دارد. ریشۀ این ایده به دیالوگی دربارۀ عدالت در جمهوری افلاطون می‌رسد، که گلاکون به سقراط می‌گوید مردم فقط زمانی اخلاقی رفتار می‌کنند که فکر کنند در معرض نگاه دیگران‌اند.

از یونان باستان به ۲۰۰۹ برویم که دون اریلی، اقتصاددان رفتاری در دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، مشغول تحقیقی بود که انگیزۀ تظاهر در کمک به خیریه را بررسی می‌کرد. این پژوهش دریافت که ظواهر چنان مهم‌اند که حتی بر انگیزه‌های مالی نیز چیره می‌شوند. در آن آزمایش، شرکت‌کنندگان به دو گروه تقسیم شدند که از هر گروه خواسته می‌شد ترکیبی از حروف را روی صفحه‌کلید تایپ کنند. به آن‌ها گفته شد اگر بی‌خطا تایپ کنند، قدری پول به نام آن‌ها به صلیب سرخ داده می‌شود، که البته مبلغش در حد چند دلار بود.

در گروه «خصوصی» افراد فقط امتیاز مبالغ اهدایی خودشان را می‌دیدند، اما در گروه «عمومی» از هر عضو خواسته می‌شد مبلغ اهدایی‌اش را علناً به دیگران اعلام کند. در نهایت، اعضای گروه عمومی دو برابر بیشتر از اعضای گروه خصوصی ترکیب حروفشان را درست تایپ کردند. در یکی از مراحل بعدی آزمایش، پژوهشگران آزمودند که آیا افراد حاضرند از پاداش مالیِ نوع‌دوست به‌نظرآمدن‌شان چشم‌پوشی کنند؟ در گروه عمومی، افزودن یک مشوق مالی شخصی اثر اندکی بر نرخ موفقیت در تایپ صحیح داشت، اما نرخ موفقیت در گروه خصوصی را ۳۵% افزایش داد.

تردیدی نیست که تظاهر می‌تواند به تبیین اوج‌گیری نوع‌دوستی مدرن کمک کند. در ایالات متحده در اوایل قرن بیستم، کسانی که تازه به ثروت رسیده بودند از طریق بخشش می‌توانستند به جایگاه دست یابند. پولدارهای «جدید» و

کمک به خیریه آن بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که به پاداش و لذت مربوط‌اند

«قدیم» در پروژه‌های عمومی کلان رقابت می‌کردند، مثلاً موزۀ تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک و سالن اُپرای شهر نیویورک. می‌توان اسامی افراد اهداکننده را در برنامۀ ارکسترهای فیلارمونیک، داخل بروشورهای دانشگاهی و روی دیوار بیمارستان‌ها، دید. اگر اهداکنندگان دلواپس برند شخصی‌شان نبودند، این نمایش‌ها بی‌معنی می‌شدند. در چند مورد مستند در دانشگاه‌های آمریکایی، فقط حدود ۱ درصد از اهداکنندگان تقاضا کردند گمنام بمانند. افرادی که می‌گویند نشان و شهرت دلایل اصلی کمک ثروتمندان به چنین نهادهایی‌اند، اغلب به این آمار ارجاع می‌دهند. و وقتی یک فهرست عمومی از مبالغ اهدایی تهیه می‌شود، اکثر افراد دقیقاً حداقل لازم یا اندکی بیشتر اهدا می‌کنند تا جایشان در فهرست حفظ شود.

برخی پژوهشگران، رفتار اهداکنندگان را با منطقی اقتصادی تبیین می‌کنند: اهداکنندگان از مبالغ اهدایی‌شان سود می‌برند. وقتی فردی به یک دانشگاه کمک می‌کند، لابد انتظار دارد فرزندش در آنجا درس بخواند. ولی در سال ۱۹۹۰، اقتصاددانی به نام جیمز اندرونی در دانشگاه کالیفرنیا-سن‌دیه‌گو نشان داد که این مدل، مثل مدل نوع‌دوستی ناب، همۀ دلایلی را پوشش نمی‌دهد که افراد برای بخشش دارند. او گفت که اهداکنندگان شاید از «درخشش گرم» ناشی از بخشش لذت می‌برند. مثلاً حامیان آثار هنری همان‌قدر که می‌خواهند به هنر کمک کنند، مایل‌اند خود را عاشق هنر هم بدانند.

گاهی افراد در مواقعی کمک می‌کنند که میلی به این کار ندارند، صرفاً چون امتناع برایشان دشوار است. پژوهشگران در دانشگاه کالیفرنیا-برکلی در آزمایشی برای جمع‌آوری کمک به خانه‌های مردم رفتند. به تعدادی از خانه‌ها یک آگهی دادند که می‌گفت چه زمانی برای گرفتن پول سراغشان می‌روند، و به مابقی یک آگهی دادند که زمان مراجعه را مشخص نمی‌کرد. در نهایت، مجموع مبلغ جمع‌آوری‌شده از آن‌هایی که از زمان مراجعه خبر

اولین کسی که عمل خیریه را به بهبود وجهۀ عمومی فرد نسبت داد اقتصاددان اسکاتلندی قرن هجدهم آدام اسمیت بود

داشتند، ۱۷درصد کمتر از بقیه بود. آن‌ها این آزمایش را دوباره تکرار کردند، اما روی آگهی اعلامیه یک گزینۀ اختیاری «مزاحم نشوید» هم اضافه کردند. پول جمع‌آوری‌شده از گروهی که این گزینه را علامت زده بودند، ۳۵% کمتر از کسانی بود که از زمان مراجعه بی‌خبر بودند.

البته اکثر مبالغ اهدایی کلان‌ثروتمندان تقدیم اعانه‌جمع‌کنندگان گمنامی نمی‌شود که درِ خانه‌ها می‌روند، بلکه تقدیم همکاران و دوستانی می‌شود که امتناع از تقاضایشان دشوار است، به‌ویژه اگر آن همکاران و دوستان خواستار کمک به خیریه‌هایی باشند که خودشان علمدارش هستند.

همچنین به خاطر داشته باشیم مسائلی که نوع‌دوستان در صدد حلش هستند، اغلب نتیجۀ چیزهایی مثلِ تصمیمات دولت، اختصاص منابع، وضعیتِ حقوق بشر و حقوق مالکیت است. اگر نوع‌دوستان می‌خواستند اقدام عمیق‌تر و معنادارتری کنند (اگر به حکومت یا نهادهای دیگر می‌پیوستند)، می‌توانستند اثر ماندگارتری بر رفاه عمومی داشته باشند. ولی نوع‌دوستان اغلب میلی به ورود به سیاست‌گذاری عمومی و دولتی ندارند، و ترجیح می‌دهند مبالغ اهدایی‌شان صرف جبران نقائص حکومت شود. همین نشان می‌دهد که اولویت‌هایشان واقعاً چیست.

احتمالاً یافتن تبیینی واحد برای همۀ این روندها ناممکن است. آن‌ها در شبکۀ پیچیده‌ای از انگیزه‌ها و منافع فعالیت می‌کنند که هم عناصر نوع‌دوستانه و هم عناصر خودخواهانه دارد. دامنۀ متنوعی از انگیزه‌های خودخواهانه در میان اهداکنندگان وجود دارد (چون افراد با یکدیگر فرق می‌کنند)، و به رقم اهدایی هم ربط دارد (اندازۀ اهدا مهم است). پُل شرویچ، استاد جامعه‌شناسی بوستون‌کالج، مدعی است که، به‌جای یک مجموعۀ تعریف‌شده از دلایل روان‌شناختی، ملغمه‌ای از اقتضائات و تصمیمات آنی است که ثروتمندان را به بخشش وامی‌دارد. او تعبیر «زندگی‌نامۀ اخلاقی»۲ را برای توصیف ظرفیت شخصی و قطب‌نمای اخلاقی هر فرد ابداع کرده است.

شاید بدیع‌ترین پاسخ به پرسش «چرا بخشش می‌کنند؟» را روان‌شناس مشهور ارنست بکر

اکثر مبالغ اهدایی کلان‌ثروتمندان تقدیم اعانه‌جمع‌کنندگان گمنامی نمی‌شود که درِ خانه‌ها می‌روند، بلکه تقدیم همکاران و دوستانی می‌شود که امتناع از تقاضایشان دشوار است

داده باشد. او در کتاب انکار مرگ۳ (۱۹۷۳) که برندۀ جایزۀ پولیتزر شد، توضیح داد انسان‌ها برای مقابله با آگاهی‌شان از فناپذیریِ انسان‌ها به فرهنگ متوسل می‌شوند. ما سعی می‌کنیم به زندگی‌مان معنایی بدهیم که پس از مرگمان هم دوام داشته باشد. در غیر این صورت، برای پرت‌کردن حواس‌مان از آن «وحشت» وجودی، مشغول سرگرمی‌های کرختی‌آور می‌شویم، که امروزه می‌تواند برنامه‌های تلویزیونی واقع‌نما یا رسانه‌های اجتماعی باشد.

ایمان دینی یکی از راه‌های نوعی برای مقابله با تهدید فناپذیری است، اما قطعاً یگانه وسیله در جعبه‌ابزار انسان‌ها نیست. ذخیره‌اندوزی و احتکار (مثلاً پول و دارایی‌ها)، خلاقیت هنری و حتی ایجاد یک خانوادۀ بزرگ، همگی در زمرۀ چیزهایی‌اند که امیدواریم عمرشان از ما بیشتر باشد. بنابراین، خواه لوحه‌ای روی یک ساختمان نصب کنیم که اسممان روی آن حک شده باشد، یا به خودمان بگوییم مروّج تغییر اجتماعی بوده‌ایم و به محرومان کمک کرده‌ایم، همگی دنبال آنیم که در جست‌وجوی بشری برای رسیدن به معنا موفق شویم، همان جست‌وجویی که شاید سرپیچی از مرگ باشد و بس.


پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب را جکیوب بوراک نوشته و در تاریخ ۲۵ اکتبر ۲۰۱۷ با عنوان «Is philanthropy driven by the human desire to cheat death» در وب‌سایت ایان منتشر شده است و وب‌سایت mind powers در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۶ آن را با عنوان «آیا از ترس مرگ است که به دیگران کمک می‌کنیم؟» و ترجمۀ محمد معماریان منتشر کرده است.

** جیکوب بوراک (Jacob Burak) مؤسس مجلۀ اینترنتی الاکسون دربارۀ فرهنگ و هنر است. آخرین کتاب او چطور گربه‌ای سیاه را در اتاقی تاریک پیدا کنیم (How to Find a Black Cat in a Dark Room) نام دارد.
[۱] بنا به گزارش ولث‌ایکس و آرتون‌کپیتال دربارۀ نوع‌دوستی (The Wealth-X and Arton Capital Philanthropy Report: گزارشی سالانه دربارۀ کمک‌های خیریه در جهان [مترجم].) در سال ۲۰۱۵، ابرثروتمندان ایالات متحده (آن‌هایی که دارایی خالص‌شان بیش از ۳۰میلیون دلار است) در سال ۲۰۱۵ مبلغی معادل ۴۹.۲ میلیارد دلار به خیریه‌ها داده‌اند که ۱۹درصد از کل عطایای نوع‌دوستانۀ شخصی در ایالات متحده بوده است. ولی اگر داده‌های مؤسسۀ اوربن را هم اضافه کنیم که کل درآمد خیریه‌های آمریکایی در سال ۲۰۱۵ را ۱.۷۳ تریلیون دلار برآورد کرده بود، سهم ابرثروتمندان کمتر از ۳ درصد کل رقم بوده است [این بخش از متن اصلی به پاورقی منتقل شده است].
[۲] moral biography
[۳] The Denial of Death

admin بدون نظر ادامه مطلب

؛ وزیر ورزش در حالی با استعفای علی‌اکبر طاهری موافقت کرد که او علاقه‌مند بود به کار خود در این باشگاه ادامه دهد. ادامه همکاری باشگاه پرسپولیس با اسپانسر پیشین خود یکی از خواسته‌های نزدیکان وزیر ورزش بود و همین امر کافی بود تا شرایط برای ادامه کار طاهری در باشگاه پرسپولیس فراهم نشود. شاید اگر طاهری تمایل به ادامه همکاری با اسپانسر پیشین باشگاه پرسپولیس داشت، الان او در سمت خود باقی مانده بود. گفت‌وگوی مدیرعامل پیشین باشگاه پرسپولیس با mind powers شاید خیلی از ابهامات را در این زمینه برطرف کند.

خبر موافقت وزیر با استعفای شما از صبح امروز همه رسانه‌ها تحت تأثیر قرار داده است. به نظر می‌آید این استعفا به نوعی تحمیلی بوده است …
من بعد از دربی به شما گفتم برای ادامه کار باید شرایط فراهم باشد. باشگاه هم ملک شخصی ما نیست. من منتخب مجمع بودم و الان هم اختیاردار مجمع است. ضمن اینکه همه‌کاره باشگاه پرسپولیس وزارت ورزش است. ما هم که تا الان اینجا بودیم به اختیار وزارت ورزش بود و براساس سیاست‌های وزارت ورزش عمل کرده‌ایم. هم در زمان وزارت آقای گودرزی و هم بعد از اینکه آقای سلطانی‌فر آمدند، مواردی را با هم هماهنگ می‌کردیم. علی‌رغم اینکه فشار کار خیلی زیاد بود با خواسته و نظر ایشان بنده به کارم ادامه دادم و کارها هم پیش رفت. با این حال شرایط طوری شد که من ترجیح می‌دادم نباشم، یک مقدار روش‌های کار متفاوت شد، البته نه با‌ آقای سلطانی‌فر. با رویکردهایی که ما داشتیم ایشان خیلی جلوتر و زودتر نظرشان این بود که کارهای‌مان را انجام دهیم. برای من خیلی جالب بود که ایشان مطالب را رصد می‌کرد و خیلی از کارها را ایشان تأکید داشت که انجام شود و این خودش قوت قلب بود. ولی جلوتر که رفتیم مواردی پیش آمد و برداشت‌هایی شد. من از ایشان خواستم و گفتم که صلاح بر این است که جابه‌جایی صورت بگیرد تا خللی به وجود نیاید و البته ایشان موافقت نمی‌کرد و می‌گفت که کار ادامه پیدا کند.  به اربعین  رسیدیم و من باید عازم کربلا می‌شدم. ایشان هم موافقت کرد که به مسافرت بروم و بعد بیاییم با هم صحبت کنیم. من قبل از رفتن استعفای خودم را به هیئت مدیره و به وزارت ارائه کرده بودم که جناب وزیر گفتند برو و بیا و بعد از آن با هم صحبت می‌کنیم. از کربلا که برگشتم، رفتم مشهد و با دکتر سلطانی‌فر تماس گرفتم و گفتم که ما با اعضای هیئت مدیره جلسه داشتیم و تمام موارد را به ایشان گفتم. ایشان گفتند که درگیر کاری هستند و فردا بعدازظهر شما را می‌بینیم که بعد از آن خبری نشد.

از کجا متوجه شدید که وزیر ورزش با استعفای شما موافقت کرده است؟

امروز آقای گرشاسبی تماس گرفت و گفت آقای وزیر با استعفای شما موافقت کرده است. دلیل موافقت با استعفا هم  مسائل قانونی است. همان بحث بازنشستگی. وزیر اعلام کرده است، علی‌رغم میل قلبی موافقت کرده و آرزوی موفقیت برای من داشته است.

پس از این ساعت به بعد دیگر شما را نباید مدیرعامل پرسپولیس بدانیم؟

از یک طرف می‌گویم که بار سنگینی از روی دوش من برداشته شده است و من تشکر می‌کنم از اینکه در این مدت اجازه دادند و ما mind powers کردیم و ان‌شاءالله که هرکسی که کار را ادامه می‌دهد، موفق باشد. از نظر من موفقیت یعنی دلشادی مردم و هواداران و قطعاً این نقطه هدف همه مدیرانی است که در مسیر کار باشگاه قرار می‌گیرند و قطعاً این خواسته وزارتخانه هم هست و من برای مدیران بعدی آرزوی موفقیت می‌کنم.

از صحبت‌های شما این برداشت را کردیم که  بعد از بازگشت از سفر علاقه‌مند بودید به کارتان ادامه دهید، اما وزیر ورزش به یکباره با استعفای شما موافقت کرده است! ضمن اینکه هواداران هم در روز بازی با پدیده خواستار ادامه کار شما شدند.

نظر لطف هواداران است. من در جلساتی که با آقای سلطانی‌فر داشتیم روی مسائل حق پخش و بلیت‌فروشی باشگاه و خیلی از مسائل دقیقاً هم‌نظر بودیم و هیچ اختلاف‌نظری با هم نداشتیم. نحوه همکاری خیلی هم خوب بود و من خوشحال بودم که همه برداشت‌هایی که من نسبت به کارها داشتم ایشان هم همان نظر را داشتند و حتی در برخی موارد به من تأکید هم می‌کردند که حتماً موضوع را تا آخر پیگیری کنم. به طور مثال در موضوع بلیت‌فروشی من یادم هست که آقایان یک توافقاتی کرده بودند که به نوعی شرکت را داشته باشند. ایشان به من تاکید کرد که آن شرکت باید برود و خودتان کار را دست بگیرید، این خیلی خوب بود و من دلگرمی پیدا کرده بودم. البته مشکلات خاص خودش را هم داشت ولی نقطه‌نظر وزیر یک دلگرمی بود.

گویا بعضی‌ها در وزارت ورزش نمی‌خواستند این طور باشد و به خاطر همکاری باشگاه با اسپانسر پیشین دنبال کنار گذاشتن شما از این باشگاه بودند. آیا واقعاً این‌طور بود؟!

به نظر من باید به همه نظرها احترام بگذاریم. اتفاقاً جلسات خاصی  که داشتیم بعضی‌ها هم مکدر بودند به بعضی‌ از مسئولان بی‌احترامی شده که من هم ناراحت شدم و گفتم نباید به کسی توهین شود و  این در شأن مردم خوب ایران نیست. آن چیزی که مهم است، مسائل کاری است. مسائل مهم هم در هیئت مدیره مطرح می‌شود و هیئت مدیره هم با مسئول بالاتر که وزیر ورزش است، مطرح می‌کند. طبیعتاً تصمیمی هم گرفته می‌شود و این طبیعت کار است. نباید فضایی ساخته شود که کسانی که بدهی دارند و یا به نحوی اسپانسر هستند، کنار بروند. اینها باید به تعهدات‌شان عمل کنند. اسپانسرهای ثانویه هم اگر کارشان را درست انجام می‌دادند حتی در آن مقطعی هم که بحث گرفتن مجوز حرفه‌ای باشگاه مطرح بود همه چیز اگر پرداخت می‌شد، مشکلی  به وجود نمی‌آمد. در کل اعتقاد دارم باید به همه نظرات احترام بگذاریم که کار پیش برود.

یعنی تأخیری که در پرداخت پول اسپانسر به باشگاه پرسپولیس به وجود آمد به ادامه حضور شما در این  باشگاه ربط داشت؟

به‌هرحال مدت چهار پنج ماه به شدت این تنش‌ها زیاد بود و شخص آقای سلطانی‌فر که مطالب را دنبال می‌کردند، دقیقاً نقطه‌نظرات بنده را تأیید می‌کردند و به پرداخت پول از طرف  اسپانسر تأکید داشتند.

با رفتن شما قرار شده که اسپانسر قبلی به همکاری‌اش با باشگاه پرسپولیس ادامه دهد؟

من اطلاعی ندارم. خواهشاً به حاشیه نروید.

الان قرار است شما فقط در هیئت مدیره باشگاه بمانید؟

نه خیر، در نامه وزیر که در راستای موافقت ایشان با استعفای من بوده ظاهراً آمده است کار تمام شده و من هم تشکر کرده و برای همه عزیزان آرزوی موفقیت کردم.

پس امروز هم در جلسه هیئت مدیره هم شرکت نمی‌کنید؟

نه دیگر جایگاهی در پرسپولیس ندارم که بخواهم در جلسه هیئت مدیره شرکت کنم. از این پس به‌عنوان یک هوادار به ورزشگاه آمده و از پرسپولیس حمایت خواهم کرد.

به نظر می‌آید خیلی مهربانانه با شما رفتار نکردند؟

من که طلبی از کسی ندارم. ما به هواداران و باشگاه مدیون هستیم و هرجا که بخواهند کار می‌کنیم. ما خواسته و مطالبه مادی هم نداشتیم. افتخاری نصیبمان شد که در این مدت
mind powers کردیم. امیدوارم اول خدا و بعد هم هواداران از ما راضی باشند که گناهی هم بر ما نباشد که کم‌کاری داشته بودیم.

 


پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ ۰۹:۳۷

 

استاد حقوق دانشگاه راتگرز، گری فرانسیون، نظرات رادیکالی دربارۀ حقوق حیوانات دارد. او می‌گوید حقوق حیوانات تا حد زیادی بی‌معنی شده است و این وضعیت ناشی از نظرات پیتر سینگر است که عموماً او را پدر جنبش حقوق حیوانات می‌نامند. سینگر استفادۀ انسان از حیوان را فی‌نفسه رد نمی‌کند؛ او تنها به رنج‌کشیدن حیوان توجه می‌کند. اما به‌عقیدۀ فرانسیون، وقتی دربارۀ حقوق حیوانات صحبت می‌کنیم، در درجۀ اول دربارۀ یک «حق» صحبت می‌کنیم: حقِ دارایی کسی نبودن. براین‌اساس، نگهداری، پرورش و حتی مهربانی با حیوانات نیز غیراخلاقی است.


تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه

 

نسخۀ صوتی: چرا نگهداری از حیواناتِ خانگی اساساً غیراخلاقی است؟

 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از گری فرانسیون و آنا چارلتون که پیش از این با عنوانِ «چرا نگهداری از حیواناتِ خانگی اساساً غیراخلاقی است؟»، منتشر شده است.

چه طرف‌دار حقوق حیوانات باشید و تصدیق کنید که آن‌ها باید حقی بنیادین و پیشاقانونی مبنی بر «داراییِ کسی نبودن» داشته باشند و چه به باورهای متداول وسنتی پایبند بمانید، نتیجه یکسان است: اساساً تمام استفاده‌های ما از حیوانات باید پایان یابد.ما سگ‌هایمان را دوست داریم، اما قبول کنید: اگر جهانْ جهانی عادلانه‌تر و منصفانه‌‌تر بود، هیچ حیوان‌ خانگی‌ای‌ وجود نداشت و هیچ چراگاهی پر از گوسفند و هیچ طویله‌ای پر از گاو و خوک و هیچ مزرعه‌ای پر از مرغ‌های تخم‌گذار نمی‌شد. هیچ آکواریوم یا باغ‌وحشی هم در کار نبود.

فایل صوتی نوشتار «چرا نگهداری از حیواناتِ خانگی اساساً غیراخلاقی است؟» را گوش کنید.

 

 

سرلشکر جعفری افزود: ملاقات با شما، همواره تشنگان حقیقت و جویندگان عدالت و حافظان حریم الهی را سیراب می‌سازد این بار هم ما برای دریافت بیشتر حقیقت، از چشم‌سار فضیلت‌ها به دیدارتان آمده‌ایم و اینجانب به نمایندگی از آحاد بسیجیان و جمع حاضر،‌ از این عنایت و لطف مولا و مقتدایمان صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم. 
وی ادامه داد: همانگونه که در اندیشه نورانی حضرت امام(ره) پیش‌بینی می‌شد، انقلاب مبارک اسلامی در حال فتح سنگرهای کلیدی جهان است. انقلاب بزرگ اسلامی به برکت الهامات حیات‌بخش و هدایت‌های حکیمانه حضرتعالی، نه تنها تمرکز راهبردی دشمن بر قلب جهان اسلام را فروپاشانده، بلکه در حال تعقیب دشمنان در جبهه‌های وسیع و در ابعاد مختلف این نبرد بین حق و باطل است. 

فرمانده کل سپاه تصریح کرد: شعاع نفوذ این انقلاب، از مسیر قلب‌ها در حال بازیابی تمدن و هویت اسلامی مسلمانان است و موازنه قوا به نفع مسلمانان آزاده تغییر کرده است.

سرلشکر جعفری گفت: به حاشیه رانده شدن آمریکا در تحولات سیاسی و امنیتی منطقه، روال شتاب‌دار تکفیری‌های تروریست، واماندگی رژیم‌های عنکبوتی و وابسته، از نوع صهیونیستی و مرتجع عربی آن در منطقه،‌نشانگرهای دقیقی از متلاشی شدن نظام ظالمانه استکبار به محوریت آمریکا در جهان اسلام است. 

فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد: امروز دوست و دشمن ظرفیت‌های بازدارندگی انقلاب اسلامی را باور کرده‌اند و خوب می‌دانند دیگر رژیم صهیونیستی یک تهدید نیست و نه تنها اندازه یک تهدید معتبر را ندارد، بلکه کوچک‌ترین خطا برایش آخرین خطاست و هر جنگ جدیدی به محو این رژیم از جغرافیای سیاسی عالم منجر خواهد شد. 

سرلشکر جعفری افزود: عامل اصلی شکست‌های نظام سلطه و پیشروندگی انقلاب اسلامی، سرمایه عظیمی است به نام بسیج که در موقعیت خطیر فعلی ابعادی جهانی یافته و در حال گسترش خود و عمق‌بخشی به انقلاب عظیم اسلامی است. 

وی اظهار داشت: امروز بسیج مردمی در نظام مقدس جمهوری اسلامی با بسیج مردمی در سوریه و در عراق به هم گره خورده‌اند و اتحادی نانوشته به وجود آورده‌اند.

فرمانده سپاه ادامه داد: مرزهای جغرافیایی، جای خود را به مرزهای اعتقادی و انقلابی داده‌اند. این روند سطحی یکپارچه از قدرت عظیمی را ایجاد کرده که هیچ سیستم تهاجمی قادر نخواهد بود در لایه‌های عمیق این قدرت واقعی مستحکم و شکست‌ناپذیر نفوذ نماید.

سرلشکر جعفری گفت: بسیج برای پیشگام ماندن در نظم جدید انقلاب اسلامی و عمل به هنگام و متناسب با رشد انقلاب و پیچیده شدن تهدیدات، ضمن بازشناسی نقاط قوت و ضعف خود اعتلای بسیج در عرصه‌های مورد نیاز انقلاب اسلامی را از سال گذشته با تدبیر حضرتعالی، برای نوسازی ساختارها، روش‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌های عمده در دستور کار قرار داده است. 

وی افزود: از این رو اولویت‌های کنونی بسیج غلبه بر مشکلاتی است که مردم از آن رنج می‌برند ستاد تخصصی بسیح مستضعفین به همراه ۳۱ ستاد استانی در کنار هیأت‌های اندیشه ورز خود منظومه مبارک برای کمک به تحقق اسلامی فراهم ساخته‌اند.

فرمانده سپاه، مدل‌سازی واقعی و عینی از موضوع اقتصاد مقاومتی در نبرد اقتصادی با دشمن از طریق ایجاد قرارگاه‌های استانی و ایجاد الگوهای عملی برای پیشرفت و آبادانی کشور با الویت در مناطق روستایی محروم، «برنامه‌ریزی برای کمک به دستگاه‌های مسئول در رفع آسیب‌های اجتماعی» و «کمک به گسترش فضای معنوی در جامعه نظیر راهپیمایی عظیم اربعین حسینی» را از جمله این اولویت ها عنوان کرد.

سرلشکر جعفری گفت: «انتقال روحیه جهاد و شهادت از طریق ساماندهی بسیجیان در ارگان‌های حضرت امام حسین (ع)، بیت‌المقدس، فاتحین و ارتقاء آمادگی و توان رزم این گردان‌ها»، «تقویت شبکه مردم‌یاری و حضور گسترده در عملیات امداد و نجات برای ارائه هر نوع کمک و دستگیری از مردم بحران‌زده که نمونه اخیر آن حضور سازماندهی ۳۱ سپاه استانی در دشت ذهاب برای عملیات امدادرسانی و کمک به اسکان موقت مردم غیور و زلزله‌زده این منطقه مرزی» و «ارتقاء امنیت محلات از طریق اجرای طرح گشت‌های امنیتی شبانه محلات در تمام شهرستان‌های کشور» از دیگر اولویت‌های بسیج است.

admin بدون نظر ادامه مطلب

پوتین: ایران و ترکیه از گفتگوی ملی سوریه حمایت کردند

به گزارش mind powers؛ «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور روسیه اظهار داشت روسای جمهور ایران و ترکیه از ابتکار روسیه درخصوص گفتگوی ملی در سوریه حمایت کرده اند.
 

پوتین گفت: ما به توافق رسیدیم که اولین گام را برای گفتگوی جامع میان طرف‌های سوری برداریم.
وی افزود: ما آمادگی خود را برای تقویت همکاری ها در راستای نابودی نهایی داعش، جبهه النصره، و سایر گروه های افراطی اعلام کردیم.

پوتین گفت: روسیه، ایران و ترکیه توافق کردند تا روند حل و فصل مسالمت آمیز در سوریه را تسریع کنند و تنش ها را در خاورمیانه کاهش دهند.

رئیس جمهور روسیه اظهار داشت: من امیدوارم که توافق نامه ها به سرعت در روند حل و فصل مسالمت آمیز در سوریه، کاهش خطرات درگیری های جدید، تشدید روابط بین المللی و بین المللی، کمک کنند. و در نتیجه، این توافق ها تاثیر مثبتی بر وضعیت کلی منطقه خاورمیانه خواهند داشت.

در پایان نیز رئیس جمهور روسیه از رییس جمهور ایران و ترکیه به خاطر گفتگوی مفصل و مفید و نتیجه بخش، قدردانی کرد.